LIVE
فوری
1 / 2
حركة النضال العربي الاحوازي

برنامه سیاسی

برنامه موقت برای انقلاب و دوره انتقالی

پیشینه تاریخی و مبارزاتی

مردم عرب احوازی پیش از حمله نظامی رضاخان پهلوی، هزاران سال بر سرزمین خود زندگی می‌کردند. تاریخ سیاسی معاصر آنها نشان می‌دهد که گاهی از حکومت مستقل و گاهی نیمه‌مستقل از امپراتوری‌ها و شبه‌امپراتوری‌هایی که در منطقه ما شکل می‌گرفتند و با نیروی نظامی کنترل خود را بر مناطق گسترش می‌دادند برخوردار بودند، اما این مناطق را به حال خود می‌گذاشتند تا بدون دخالت در امور داخلی‌شان، خود را اداره کنند. به عنوان مثال، در دوران صفویه، سرزمین احواز برای اولین بار عربستان نام گرفت، یعنی سرزمین عرب‌ها، که بخشی از یک کنفدراسیون نیمه‌مستقل بود.

آوریل ۱۹۲۵

روز اشغال و از دست دادن حاکمیت

در آوریل ۱۹۲۵، این حاکمیت کنفدرالی مستقل با حمله نظامی رضاخان پهلوی به احواز نابود شد، آن را اشغال کرد و شیخ خزعل، آخرین حاکم عربستان را اسیر کرد، در روزی که به روز اشغال و از دست دادن حاکمیت معروف شد.

سیاست استعمار و پاکسازی هویت

با اشغال احواز (عربستان) و الحاق آن به دولت تازه‌تأسیس (ایران)، و ایجاد دولت-ملت ایرانی، که با شعار یک زبان، یک پرچم و یک میهن همراه بود، فرآیند استعمار احواز (عربستان) توسط دولت مدرن آغاز شد، با هدف نابودی هویت مردم عرب و تغییر جوهره سرزمین عربی آنها. رضا پهلوی که شاه شد، مأمور شد که مسئول شاخه نظامی پروژه‌ای بلندمدت باشد که در آن زمان اجرای آن آغاز شد.

اولین قدمی که رضاشاه به پیشنهاد مشاورانش برداشت که به عنوان مرکز تحقیقاتی برنامه‌ریزی پروژه دولت-ملت ایرانی عمل می‌کردند، جنبه‌های مختلفی داشت از جمله تغییر نام‌های عربی شهرها و روستاهای احوازی به نام‌های فارسی بیگانه. نام عربستان به خوزستان تغییر یافت و رضاشاه برای همه نام‌های عربی جایگزین فارسی انتخاب کرد.

فرآیند پاکسازی هویت در دوران حکومت پهلوی و به دنبال آن جمهوری اسلامی شاهد مقاومت دلیرانه از یک سو و سرکوب خونین این مقاومت از سوی دیگر بود. این مقاومت فراز و نشیب‌هایی را طی کرد که می‌توان در سه مرحله اصلی خلاصه کرد:

۱

مرحله شکل‌گیری آگاهی ملی

این مرحله همزمان با اشغال احواز (عربستان) و آغاز مقاومت علیه دشمن متکبر آغاز شد. این مرحله تا تشکیل جبهه آزادیبخش عربستان ادامه یافت. پس از تصرف احواز (عربستان) توسط رضاخان، مقاومتی علیه این تصرف شکل گرفت که توسط شیوخ قبایل آغاز شد.

در دوران قبل از حکومت شیخ خزعل، هر قبیله‌ای نقش و مهر خاص خود را داشت. هنگامی که قبیله‌ای قدرت می‌گرفت، قبایل دیگر را زیر چتر رهبری خود جمع می‌کرد و مردم را با زور یا از طریق تشکیل اتحاد تسلیم می‌کرد. هنگامی که شیخ خزعل توانست قدرت را به دست بگیرد، به نوعی توانست همه را زیر چتر حکومت خود جمع کند و بذر تشکیل ملت احوازی را بدون برنامه‌ریزی قبلی کاشت. این نهال به سرعت رشد کرد، زیرا وضعیت جهانی و منطقه‌ای به سمت تشکیل دولت‌های ملی در حرکت بود. مانند محمد علی پاشا در مصر، شیخ خزعل خود را حاکم مستقل در کشورهای بزرگ با حاکمیت مستقل کشورش می‌دانست. پس از پایان حکومت شیخ خزعل و تصرف عربستان، احواز توسط رضاخان، سلطه یک قبیله بر قبایل دیگر دیگر مناقشه اصلی نبود، بلکه مناقشه علیه نیروی خارجی بود که می‌خواست همه نیروهای محلی را کنترل کند و آنها را تحت یک نظام جدید و بی‌سابقه درآورد.

۲

مرحله مبارزه ملی

در این دوره به طور خاص، نوع مناقشه در عربستان تغییر کرد. مناقشات قبیله‌ای به مناقشه ملی علیه نیروی استعماری خارجی تبدیل شد، و از اینجا احساس همبستگی مردمی پدید آمد، جایی که قبیله و منافع آن دیگر اولویت نبود، بلکه اولویت مقابله با تهاجم خارجی بود. این مرحله، مرحله تولد آگاهی مردمی در میان توده‌های این ملت بود.

۳

مرحله رشد و گسترش

مرحله رشد و گسترش در کسب هویت ملی همزمان با ظهور جنبش‌های ملی‌گرا در همه کشورهای عربی، به ویژه در عراق بود. گسترش اندیشه ملی‌گرایی عربی در عراق به برنامه‌ریزی برای ساخت زیرساخت اندیشه ملی‌گرایی و تحکیم هویت ملی در احواز کمک کرد.

جنبش ملی‌گرایی عربی و اندیشه آن که در همه کشورهای عربی، به ویژه مصر و عراق گسترش یافت و همزمان با جنبش‌های آزادیبخش مخالف استعمار و جنبش‌های آزادیبخش چپ‌گرای ملل ستمدیده بود، نقش مهمی در تقویت مبارزه مردم احوازی ایفا کرد. این نقش برجسته جهش کیفی کم‌نظیری در آن دوره ایجاد کرد، و این جهش کیفی تأثیر عمیقی در نظریه‌پردازی مفهوم ملت داشت.

مرحله گشایش سیاسی

پس از سرنگونی شاه و ایجاد فضای سیاسی باز، فعالان و مبارزان این جنبش مراکز سیاسی و فرهنگی تأسیس کردند و در این زمینه تلاش کردند دامنه فعالیت‌های خود را به همه شهرها و روستاهای احواز گسترش دهند.

توده‌ها، به ویژه جوانان، از این فعالیت‌ها استقبال کردند و جنبش به یک جنبش مردمی گسترده تبدیل شد. با این حال، اندازه رهبری با اندازه این استقبال و عظمت کار سیاسی که در آن زمان در تمام نقاط احواز فراگیر شده بود، متناسب نبود، و رهبری جنبش قادر نبود این نیروی مردمی را که به شدت به سمت کار سیاسی حرکت می‌کرد، به کار سیاسی سازمان‌یافته تبدیل کند.

مرحله سرکوب و جنگ

صحنه سیاسی در ایران در آستانه انقلاب مردم علیه رژیم پهلوی، به ویژه در احواز و شهرهای آن، به سمت تعیین مسئولیت‌ها و وظایف حرکت می‌کرد. این مسئولیت‌ها پس از سقوط شاه و در سال‌های اولیه حکومت جدید تحت چتر یک جمهوری اسلامی که وعده گشایش سیاسی برای همه اجزای این جغرافیا را می‌داد، آشکار شد. با حمله رژیم حاکم و سرکوب و نابودی جنبش ملی احوازی، و به دلیل جنگ ایران و عراق، صحنه و وضعیت کاملاً تغییر کرد. جنبش‌های ملی در همه مناطق سرکوب شدند، و جمهوری اسلامی ایران کنترل کامل خود را بر تمام نقاط ایران تحمیل کرد.

دوره اصلاحات و بیداری جنبش

پس از پایان جنگ، رژیم جمهوری اسلامی ایران برای خروج از بحران‌های حاد، پروژه اصلاحات را در دستور کار خود قرار داد، و رئیس‌جمهور خاتمی پرچمدار این تحول شد. رسیدن خاتمی به قدرت یکی از نقاط اصلی و مهم در جنبش ملی در احواز، در چارچوب این تناقضات ظاهری هیئت حاکمه محسوب شد. جنبش ملی احوازی توانست فعالیت‌های مسالمت‌آمیز و قانونی انجام دهد که ماهیت علنی در چارچوب حزبی و سازمانی داشت، و در این مدت توانست ظرفیت‌های مدنی فعال را آموزش دهد.

در این دوره (دوره اصلاحات) نیروهای مختلفی ظهور کردند که در اندیشه و روش کار با اندیشه و روش‌های کار قبلی در سطح عرصه سیاسی احواز تفاوت اساسی داشتند. این نیروها جنبش خود را در اتکا به ساختن کادرها از درون عرصه قاب‌بندی کردند و در آن موفق شدند. پایه‌های کار سیاسی و فرهنگی بنا نهاده شد که تا امروز ادامه یافته و به یکی از ارکان فعالیت ملی در عرصه احوازی تبدیل شده که تقریباً بر آن تکیه می‌کند. این جنبش بخش‌های زیادی از مردم را جذب کرد و بیداری در سطح ملی ایجاد کرد. در این دوران، جنبش ملی توانست به شکلی سنجیده و تدریجی، هرم رهبری برای خود ایجاد کند که جنبش را گام به گام به جلو هدایت می‌کند.

تأسیس حركة النضال العربي الاحوازي

همزمان با این تحولات، تعدادی از جوانان طبقه تحصیل‌کرده و مبارز آگاه، که در جنبش مدنی فعال بودند، حركة النضال العربي الاحوازي را در تاریخ ۲۷-۱۱-۱۹۹۹ تأسیس کردند. هدف این روشنفکران از تشکیل این سازمان، کار سیاسی علمی، حرفه‌ای و تخصصی بود که به قضیه احوازی خدمت می‌کند. آنها مطمئن بودند که دوره اصلاحات گذراست و نمی‌تواند ادامه یابد، و مردم احوازی باید دیر یا زود با رژیم حاکم رو در رو شوند. به همین دلیل، آنها تمام تلاش خود را برای سازماندهی و آماده‌سازی مبارزه مسلحانه مخفی و بلندمدت به کار بردند. با این حال، کار مخفی مانع از مشارکت رهبران این سازمان در کار سیاسی علنی آن زمان نشد.

تکامل جنبش و مسیر آن

۲۰۰۵

جنبش مدنی و مسالمت‌آمیز دوام نیاورد و در سال ۲۰۰۵ به شدت سرکوب شد، همان‌طور که رهبران حركة النضال العربي الاحوازي پیش‌بینی کرده بودند. پس از این سرکوب، آنها مجبور شدند در برابر نقشه‌های دستگاه نظامی و امنیتی رژیم دفاع کنند. جنبش مبارزه به دلیل فعالیت‌های ملی‌اش در مرکز توجه قرار گرفت، بنابراین این سازمان توانست پایگاه مردمی بزرگی برای خود فراهم کند. در نتیجه این فعالیت‌ها، بسیاری از رهبران این سازمان دستگیر و اعدام شدند، که برخی از رهبران سازمان را مجبور به مهاجرت به خارج از احواز کرد.

۲۰۱۵

در ابتدای سال ۲۰۱۵، تغییراتی در سیاست جنبش مبارزه ایجاد شد، و شعار سازمان از نیروی مسلح به نیروی غیرمسلح تغییر یافت. نماد سلاح که روی لوگوی سازمان رسم شده بود نیز حذف شد و نخل عربی احوازی جایگزین آن شد. این یک تغییر کیفی دیگر در پذیرش اصل حق تعیین سرنوشت بود.

۲۰۱۹

در سال ۲۰۱۹، در کنفرانس نیویورک، جنبش مبارزه رسماً اعلام کرد که هدف اصلی جنبش مبارزه پذیرش حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت است. این تغییرات تا امروز ادامه یافت و به جنبش مبارزه مفهومی روشن‌تر و واقع‌بینانه‌تر از اصل حق تعیین سرنوشت داد.

جنبش مبارزه اکنون به تشکیل دولت فدرال یا کنفدرال که دموکراسی و آزادی‌ها را در چارچوب نظام غیرمتمرکز در جغرافیای فعلی ایران تضمین کند، ایمان دارد، که هدف فعلی مردم احوازی است، و در رأس این حقوق، حق تعیین سرنوشت آنهاست.

برنامه سیاسی

اصول کلی

تنوع ملت‌ها در ایران

ایران کشوری با ملت‌های متنوع است. ایران امروز از چندین ملت تشکیل شده است. ملت‌های تشکیل‌دهنده ایران عبارتند از: ملت ترک آذربایجانی، ملت بلوچ، ملت کرد، ملت لر، ملت عرب احوازی (عربستان)، ملت فارس، ترکمن، قشقایی و گیلکی. هر یک از این ملت‌ها دارای ویژگی‌های جمعی خاص و پیوندهای مشترکی هستند که از طریق تاریخ کهن و خاص خود به ارث برده‌اند. قبل از تشکیل دولت-ملت مدرن ایرانی، ملت عرب احوازی در دوران قاجار بخشی از یک نظام کنفدرالی متشکل از چندین منطقه مستقل بود.

راه رفاه و پیشرفت

ما (حركة النضال العربي الاحوازي) معتقدیم که آینده ایران در برابر دو مسیر متفاوت و متضاد قرار دارد. راه رفاه و پیشرفت، که در آن ملت‌های این جغرافیا راه و سرنوشت خود را انتخاب می‌کنند و یک دولت مدرن و دموکراتیک در چارچوب یک اتحاد داوطلبانه تشکیل می‌دهند.

راه استبداد

یا راهی که در آن استبداد و حکومت مرکزی بازمی‌گردد، جایی که ملت‌ها تحت ظلم و اجحاف گروهی که قدرت را در مرکز به دست می‌گیرد باقی خواهند ماند، و این راه به فروپاشی منجر خواهد شد.

ما معتقدیم که حکومت مرکزی و نظام دولت-ملت متمرکز نمی‌تواند یک نظام حکومتی دموکراتیک، مترقی و عادلانه باشد، زیرا اساس نظام مرکزی بر سرکوب سایر ملت‌ها استوار است. به همین دلیل، مانع رشد و همزیستی مسالمت‌آمیز بین این ملت‌ها می‌شود. بنابراین، باید کاملاً ریشه‌کن شود تا بتوانیم به عنوان ملت‌های متعدد، همسایه و با حقوق برابر در صلح، آشتی و امنیت با هم زندگی کنیم. تمرکز دولت-ملت تمامیت‌خواه، اگر کنترل خود را بر حکومت گسترش دهد، به ناچار به بازگشت استبداد و دیکتاتوری منجر خواهد شد، زیرا این دولت برای بقای خود به سرکوب سایر ملت‌ها متوسل می‌شود.

حق تعیین سرنوشت

ما به حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خود ایمان داریم. این حق تعیین سرنوشت می‌تواند داخلی باشد تحت حضور یک دولت دموکراتیک غیرمتمرکز متشکل از همه ملت‌ها در این منطقه جغرافیایی.

اگر شکل حکومت داخلی توسط ملت‌ها تعیین شود، ما از نظام فدرال جغرافیایی یا کنفدرال حمایت می‌کنیم. بر این اساس، ما معتقدیم که مبارزه ملت احوازی برای دستیابی به حق مشروع خود در تعیین سرنوشت در این جغرافیا اتفاق خواهد افتاد، که عرصه مبارزه ملت احوازی و دوستان و دشمنان آنهاست. به همین دلیل، ما قاطعانه معتقدیم که مبارزه مردم ما برای دستیابی به حق مشروعشان پرثمر و سودمند خواهد بود، و با مبارزه همه ملت‌ها در ایران مرتبط و متصل است. ملت‌های ایران متحدان طبیعی ما هستند.

اصول و قواعد اساسی

پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان چارچوب موجود برای احترام به حقوق اساسی هر فرد و شهروند.

آزادی‌ها

آزادی بالاترین آرمان ماست. در دولت ملی ما، آزادی‌های اساسی باید تأمین و تضمین شود، از جمله آزادی فردی، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی انتخابات، و آزادی‌های عمومی، فرهنگی، اجتماعی و مدنی.

عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی بالاترین هدف و اولویت اصلی در دولت ملی ماست. توسعه اقتصادی قابل قبول و مجاز است به شرط اینکه به کاهش فقر و کاهش شکاف طبقاتی کمک کند. ما از هر پروژه اقتصادی برای پیشرفت به عنوان فرصتی برای از بین بردن فقر و بیکاری حمایت و کمک خواهیم کرد.

دموکراسی

ما قاطعانه به جامعه دموکراتیک ایمان داریم. نظام چندحزبی و حضور آزاد و مستقل همه اتحادیه‌های حرفه‌ای برای پیشرفت و غلبه بر فرهنگ قبیله‌ای حاکم بر جامعه ضروری است. دموکراسی روش و رویکرد اصلی برای پیشرفت جامعه عرب احوازی است.

محیط زیست

ما به محیط زیست توجه کامل خواهیم داشت. دولت ملی ما از همه ابزارها و وسایل برای جبران همه خسارات ناشی از حکومت رژیم‌های شاه و آخوندها استفاده خواهد کرد. حل مشکل آب، خشکسالی عمدی و طوفان‌های گرد و غبار از مهم‌ترین پروژه‌ها خواهد بود.

کشاورزان و روستاییان

بازگرداندن همه زمین‌های غصب شده توسط شاه و آخوند به صاحبان آنها و جبران همه خسارات ناشی از رژیم‌های وحشی شاه و آخوندها از اولویت‌های برنامه‌های اقتصادی خواهد بود.

ادیان

ما به جدایی کامل دین از دولت و قدرت سیاسی ایمان داریم. نهادهای دینی هیچ نقش سیاسی در زندگی جامعه نخواهند داشت. به همین دلیل، در دولت ملی ما دین رسمی وجود ندارد. همه ادیان آزادی ترویج و انتشار ایده‌های خود را به طور مستقل خواهند داشت.

جامعه مدنی

به منظور گذار از جامعه قبیله‌ای به جامعه مدنی، ما جهت وابستگی قبیله‌ای را به جوامع مدنی و اتحادیه‌های حرفه‌ای، سیاسی و فرهنگی تغییر خواهیم داد. این تغییر از طریق تشویق و حمایت از همه اتحادیه‌ها و طبقات در تشکیل اتحادیه‌های مستقل خود عملی و موفق خواهد بود.

اقلیت‌ها

در دولت ملی احواز، اقلیت‌ها مانند دزفولی، شوشتری و بهبهانی از حقوق مشروع خود در شهرها یا مناطق خود در داخل دولت ملی برخوردار خواهند بود.

در مناطق با تنوع جمعیتی عرب-لر یا عرب-بختیاری، یک شورای حکومت مشترک بر اساس اصول دموکراتیک برای اداره امور منطقه مختلط تأسیس می‌شود.

تعداد نمایندگان اقلیت‌ها در شورای مدیریت دولت ملی (که توسط قانون تصویب می‌شود) بر اساس جمعیت خواهد بود.

استراتژی جنبش مبارزه عربی احوازی در این مرحله

استراتژی حركة النضال العربي الاحوازي برای دستیابی به حق تعیین سرنوشت در سه مرحله خلاصه می‌شود:

۱

مرحله اول

مشارکت فعال در سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران به عنوان مانع اصلی بر سر راه دستیابی ملت عرب احوازی به حق تعیین سرنوشت.

در مرحله اول، ما دو وظیفه اصلی برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران داریم:

الف- در مهاجرت

  • تشکیل اتحاد بین نیروهای سیاسی احوازی و تشکیل جبهه مشترک برای ملت احوازی برای نمایندگی جنبش ملی در صحنه سیاسی.
  • تشکیل اتحاد با ملت‌های ایران با دو شرط: سرنگونی رژیم، و پذیرش حق داخلی تعیین سرنوشت برای ملت احوازی در سرزمین تاریخی‌اش.

ب- داخل احواز

  • سازماندهی جنبش ملی از طریق تشکیل هسته‌های مخفی و نیمه‌مخفی و گسترش شبکه‌های سازمانی داخلی در راستای مرحله سرنگونی رژیم و رهبری صحنه در داخل.

ما معتقدیم که سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران نه تنها ضروری بلکه قطعی است. قیام‌های فراگیر راه‌حل عملی برای سرنگونی این رژیم هستند.

ما معتقدیم که رژیم جمهوری اسلامی ایران با قیام‌ها در سراسر کشور به شکل سرکوبگرانه برخورد خواهد کرد. به همین دلیل، این قیام‌های فراگیر در نهایت شکل خشونت‌آمیز به خود خواهند گرفت. بنابراین، ما معتقدیم که اعتراضات، تظاهرات و اعتصابات مسالمت‌آمیز ضروری و محرک اصلی قیام عمومی در سطح کشور هستند، اما به تنهایی قادر به سرنگونی این رژیم نیستند. قیام باید در مرحله‌ای به سمت مقابله به مثل در دفع خشونت رژیم حرکت کند، و باید به دنبال کسب و ایجاد نیروی بازدارنده باشد.

ما معتقدیم که هیچ ملتی به تنهایی قادر به سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی نیست. ما به ضرورت یک قیام عمومی و فراگیر و یک سازمان رهبری در سطح کشور ایمان داریم. این سازمان رهبری باید در سطح ملت‌های ایران شکل بگیرد. این سازمان باید از سازمان‌های اصلی این ملت‌ها تشکیل شود، و این سازمان‌ها قیام مناطق خود را در هماهنگی با سازمان رهبری هدایت خواهند کرد.

۲

مرحله دوم و دوره انتقالی

دوره پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و مرحله انتقالی تا تعیین شکل نظام جدید و مشارکت فعال در مدیریت و سازماندهی این مرحله.

نظارت و مدیریت موقت شهرها و مناطق عربی در احواز و حفظ امنیت داخلی از طریق تشکیل شوراها در محله‌ها و مناطق.
تشکیل شورایی متشکل از عرب‌ها و غیرعرب‌ها در مناطقی که اقلیت‌های غیرعرب دارند برای تضمین امنیت و مدیریت امور مربوط به آن مناطق.
تشکیل هیئتی برای مطالعه دوره انتقالی و شکل و ماهیت نظام آینده در ایران و احواز. (اعضای این هیئت توسط شوراهای منطقه‌ای و محلی انتخاب می‌شوند. نمایندگان سازمان‌های واقعاً موجود، و شخصیت‌های مبارز و متخصص نیز بخشی از این هیئت خواهند بود).
تشکیل کمیته شهدا و رسیدگی به وضعیت آنها و زندانیان سیاسی.
ایجاد ستاد تأمین معیشت (فعال‌سازی نهادهای مربوطه برای تأمین نیازهای اساسی و روزانه شهروندان، تأمین آب، برق، گاز، غذا، دارو، خدمات پزشکی و حمل و نقل عمومی).
حمایت از تشکیل اتحادیه‌ها برای همه طبقات و گروه‌ها و حمایت کامل از آنها، مانند اتحادیه‌های کارگران، کشاورزان، معلمان، دانشجویان، زنان، بازرگانان، پزشکان، وکلا و غیره.
تضمین آزادی فعالیت برای احزاب، سازمان‌ها و انجمن‌ها.
۳

مرحله تشکیل دولت ملی توافق‌شده

مرحله سوم پس از تعیین نوع دولت جدید خواهد بود.

انتخابات مجلس نمایندگان - پارلمان محلی
تدوین قانون اساسی برای دولت ملی که با قانون عمومی تعارض نداشته باشد
انتخابات شهری و منطقه‌ای
مبتنی بر هوش مصنوعی

جستجوی هوشمند

ESC